ايوان تهي است و با غ از ياد مسافر سرشار

ترا از تو ربوده اند و اين تنهايی ژرف است

مي گريی و در بي راهه ی زمزمه ای سرگردان مي شوی

 

 

/ 0 نظر / 6 بازدید