نشود فاش کسی آنچه میان من وتوست
تا اشارات نظر نامه رسان من وتوست
گوش کن با لب خاموش سخن می گو یم
پاسخم گو به نگاهی که زبان من وتوست
روزگاری شد وکس مرد ره عشق ندید
حالیاچشم جهانی نگران من و توست
گرچه در خلوت راز دل ما کس نرسید
همه جا زمزمه ی عشق نهان من و توست
گوش کن با لب خاموش سخن می گو یم
پاسخم گو به نگاهی که زبان من وتوست
نقش ما گو ننگارند به دیباچه ی عقل
هر کجا نامه عشق است نشان من و توست
این همه قصه ی فردوس وتمنای بهشت
گفتگو ای وخیالی ز جهان من و توست
سایه زآتشکده ی ما ست فروغ مه و مهر
وه از این آتش روشن که به جان من توست
گوش کن با لب خاموش سخن می گو یم
پاسخم گو به نگاهی که زبان من وتوست

/ 0 نظر / 6 بازدید