در باز تاب سحر آميز و اشناي خاطره ها <?xml:namespace prefix = o ns = "urn:schemas-microsoft-com:office:office" />

در زيبا ترين لحظه ي همه ي قصه هاي شيرين

وقتي جهان در دلم مي شكفد به شور

من صداي من صداي زنكوله اي مي شنوم

زنگوله اي كوچك ونازك و طلايي

در دنيا چيزهايي هست كه هيچ كرانه ندارد 

هيچ كجا بسته نمي شود

همراه آدم مي آيد هر كجا كه مي روي

صداي زنگوله يكي از انهاست

كه مثل رشته نامريي رنگيني

دنياي تجربه ها را به سرزمين رويا پيوند ميدهد 

من در عمق همه ي قصه هاي زيبا

صداي زنگوله مي شنوم

در ماه پيشوني سيندرلا شازده كوچولو...

 با سپاس از :  م.م.م

/ 0 نظر / 5 بازدید