چه بايد كرد ؟!

به راستى چه بايد كرد ؟!

اينجا هجوم شك و ترديد و تباهى است ...

اينجا كسى براى رنجهاى تو دلش نمى گيرد ...

اينجا شانه هاى كسى بالش بى پناهى تو نيست ...

اينجا تنهايى...

تنهاى تنها ...

چراغ ها دورند ...

نورها كم فروغند ...

و خورشيد در پس ابرها

به حجم غمگيني تو نمى بارد ...